کارگاه راهنمای عملی مقاله نویسی و پروپوزال نویسی
۱۵ آذر ۱۳۹۵
شکست رابطه بین زوجین
مدل ۲۴ گامی گاتمن-راسبالت-گلس: پرتگاهی به سوی بی اعتمادی و پیمان شکنی
۲۹ آذر ۱۳۹۵
نمایش همه

۵ راه حل برای جلوگیری از دعوای کثیف، ۵ عبارت رایج و ۵ راه برای تلافی آن

couples dirty fighting and how to prevent it

۱- هیچی

معمولا زوج هایی که با هم «کثیف» دعوا می کنند، یا از دعوا کردن می ترسند یا نمی خواهند دعوا به اسمشان تمام شود. به جای اینکه بیایند و بگویند ناراحت یا عصبانی اند، انرژی منفی از خود ساطع می کنند و آرزو دارند از آنها بپرسید: «چی شده؟» اینجاست که همسر شما اولین کلمه جادویی دعوا را به زبان می آورد: «هیچی!»

از آنجا که واضح است اتفاقی افتاده، «هیچی» یعنی خیلی چیزها! «معلوم است که ناراحتم، اما دلم نمی خواهد چیزی بگویم که دعوایمان شود، بنابراین سعی می کنم تو را تحریک کنم تا دعوایی که من می خواهم، راه بیندازی!»

دفعه بعد که همسرتان جواب داد «هیچی»، با این جمله جوابش را بدهید: «این جواب فقط باعث جر و بحث و دعوای ما می شود. هر وقت آمادگی حرف زدن داشتی، من آماده شنیدن هستم.»

 

۲- حالا هر چی

فرض کنید همسرتان اولین کلمه دعوا را به زبان آورده، «هیچی!» و شما به جای آنکه بگویید: «هر وقت آماده گفتن بودی، من آماده شنیدنم»، می گویید: «می دانم اتفاقی افتاده». اینجاست که همسر شما دومین کلمه دعوا را به زبان می آورد: «حالا هر چی!»

«حالا هر چی» می تواند درست به قلب شما بخورد، این عبارت تحقیرکننده است و احساسات و نگرانی هایتان را بی اهمیت جلوه می دهد.

دفعه بعد که همسرتان گفت: «حالا هر چی»، گول نخورید و آغازگر دعوایی که معمولا خواسته خشم منفع همسرتان است، نباشید. در عوض، خیلی خونسرد به او بگویید: «وقتی همچین حرفی بهم می زنی، احساس می کنم حس من یا چیزی که می خواهم بگویم برایت مهم نیست و این باعث می شود احساس بدی پیدا کنم.»

اگر همسرتان یک عذرخواهی درست و حسابی از شما نکرد، بهتر است راهتان را بکشید و بروید و بگذارید تنهایی حرص بخورد. در غیر این صورت، شما تسلیم دعوایی می شوید که به خواست او شروع شده.

 

۳- همیشه و هیچ وقت

«تو هیچ وقت سروقت نیستی!»، «من همیشه باید پشت سرت راه بروم و تمیزکاری کنم»، «من همیشه در مهمانی های کاری تو شرکت می کنم اما تو هیچ وقت با من نمی آیی.» «همیشه» و «هیچ وقت» به ندرت واقعی هستند. وقتی از عباراتی استفاده می کنید که در آنها «همیشه» یا «هیچ وقت» وجود دارد، در واقع به همسرتان می گویید که او هرگز نمی تواند کاری را درست انجام دهد یا باورتان نمی شود که او بتواند تغییر کند. این موضوع منجر به تسلیم شدن و دست از تلاش برداشتن او می شود.

چرا همسرتان نباید در تمیزکاری به شما کمک کند. وقتی با جای اینکه بگویید: «لطفا زباله ها را بیرون ببر» می گویید: «خیلی دوست داشتم تو زباله ها را بیرون می بردی اما می دانم که نمی بری!»؟ نمی توانید از همسرتان انتظار داشته باشید که با حالت «ثابت می کنم اشتباه می کنی» سازگار شود!

«هیچ وقت» و «همیشه» را از دایره لغات زناشویی تان حذف کنید. به جایش بگویید: «گاهی» یا «بعضی وقت ها»، سعی کنید بر زمان حال متمرکز بمانید و دقیق بگویید: «ناراحت شدم که امروز دیر کردی.»

اجازه دهید همسرتان بداند ایمان دارید که تغییر می کند.

 

۴- تو هم مثل… بابا/ مامان/ خواهر و… هستی

این حرف هم از همان حرف های است که نشان از خشم منفعل همسرتان دارد و می خواهد شما آغازگر یک جار و جنجال باشید. به جای اینکه همسرتان بگوید: «احساس می کنم که از من بهانه گیری می کنی.» به شما می گوید: «تو هم عین مادرت هستی!»

سعی کنید یک نفس عمیق بکشید و فقط بگویید: «خیلی ناراحت می شوم که من را با مادرم مقایسه می کنی.» دعوا راه نیندازید؛ بگذارید بداند شما را رنجانده.

 

۵- تو خیلی حساسی/ همه چیز رو به خودت می گیری

«تو زیادی حساسی» و «تو همه چیز رو به خودت می گیری» یعنی حساسیت و احساس حقارت خوب نیست. اینها هم عبارات بحث برانگیزی هستند اما ممکن است «فریادی برای کمک خواستن» باشند!

همسر شما شاید می خواهد چیزی بگوید- البته به یک روش بسیار غیرموثر- او نیاز دارد چیزی به شما بگوید که ممکن است ناراحتتان کند و از عکس العمل شما می ترسد.

 

برخی مشاوران در جلسه های زوج درمانی به مراجعان خود یاد می دهند زمان جر و بحث، در انتخاب کلمه ها و عبارات دقت کنند که ممکن است یک مخالفت ساده و کوچک را به یک دعوای درست و حسابی تبدیل کند چون وقتی تمیز دعوا کنید رابطه تان را سالم نگه می دارید. پس سعی کنید تا حد امکان، شفاف و روشن باشید و بدون برچسب زدن به یکدیگر و به زبان آوردن عبارات آزاردهنده، اصل موضوع را بگویید.

طراح وب سایت، بازاریاب آنلاین، مشاور تبلیغات و البته علاقه مند به مسائل روانشناسی و رشد فردی.
همانطور که این روزها زندگی بدون تکنولوژی غیر قابل تصور است؛ زندگی بدون در نظر گرفتن مهارت های ارتباطی و هنر زندگی کردن هم سخت یا حتی غیر ممکن است. با اینکه تکنولوژی های پیشرفته سرتاسر زندگی ما را فرا گرفته اند اما هنوز هم مغز انسان و روابط انسانی پیچیده ترین ها محسوب می شوند که راه طولانی برای شناخت آنها باید طی شود.

لطفاً دیدگاه خود را بنویسید